خرید بک لینک

برچسب: نویسنده: آراد نصیری تاريخ: يکشنبه 10 شهريور 1398 ساعت: 14:38

امروز ظهر کتابخونه بودم تو سالن عمومی نشسته بودم و به یه کتاب زبان نگاه مینداختم جز من و مسعول اونجا کسی نبود چند دقیقه بعدش یه پسر اومد و کتاب «شاخه گلی برای امیلی» رو میخواست اما هرچقدر اون خانوم تو

برچسب: نویسنده: آراد نصیری تاريخ: يکشنبه 10 شهريور 1398 ساعت: 14:38

من از اون ادمای اشتباهی م که نباید به دنیا میومد

برچسب: نویسنده: آراد نصیری تاريخ: يکشنبه 10 شهريور 1398 ساعت: 14:38

هیچوقت هیچوقت هیچوقت یه کار لذت بخش کوتاه مدت رو

انجام ندین

سه ماه بهترین حس دنیا رو داری و یکسال و سه ماه به گه خوردن میفتی

برچسب: نویسنده: آراد نصیری تاريخ: يکشنبه 10 شهريور 1398 ساعت: 14:38

عمیقا شرمندتم مرد ❤️

شرافتمند ترین مرد زندگیم

برچسب: نویسنده: آراد نصیری تاريخ: يکشنبه 10 شهريور 1398 ساعت: 14:38

به یه تن صدای آرامش بخش ، هم دلی و بودن یه نفر بدجور نیاز دارم

یه نفر که تو بغلش فقط زار زار گریه کنم

چرا من همچین کسی تو زندگیم ندارم ؟

برچسب: نویسنده: آراد نصیری تاريخ: يکشنبه 10 شهريور 1398 ساعت: 14:38

صفحه بندی